برج کاتالاگ استانبول

افسانه های برج گالاتا

در میان افسانه های برج گالاتا، دو داستان برجسته وجود دارد: ازدواج و برج دوشیزه. قبل از رفتن به این موارد، شاید بخواهم خاطرنشان کنم که ما یک افسانه جدید داریم.

قدیمی ترین افسانه برج گالاتا

شاید جالب ترین افسانه در میان افسانه های برج گالاتا قدیمی ترین آنها باشد. طبق این افسانه، رومی ها معتقد بودند كه اگر زن و مردی برای اولین بار به برج گالاتا بروند و از بالای این برج به استانبول نگاه کنند، مطمئناً ازدواج خواهند كرد … اما اگر یکی از زوج ها قبلا (با یا بدون شخص دیگری) به بالای برج صعود کرده باشد، این طلسم شکسته می شود.

عشق افسانه ای برج گالاتا

این حکایت بیشتر از بقیه جنبه افسانه ای دارد. بر این اساس، برج گالاتا و برج دختر (kiz kulesi) عاشق یکدیگر بودند. اما به دلیل اینکه بینشان فاصله زیادی بوده به هم رسیدنشان امکان ناپذیر بوده است.

روز به روز این دلتنگی بینشان رو به افزایش بود تا اینکه یک روز شخصی به نام  Ahmet Celebi به بالای برج گالاتا صعود میکند برای اینکه بتواند از قسمت اروپایی به قسمت آسیایی پرواز کند. با اصرار فراوان برج گالاتا قبول کرد که نامه هایی که این همه مدت برای عشقش Kiz Kulesi نوشته بود را به دست او برساند. این شخص همراه با نامه ها به پرواز در می آید و زمانی که نزدیک برج دختر شد نامه ها را در آب رها می کند. نامه ها را باد به دست برج دختر می رساند و او با فهمیدن اینکه عشقش یک طرفه نیست روز به روز زیباتر و زیباتر از قبل می شود. بنابراین، برج گالاتا می فهمد که عشق او یک طرفه نیست. احساسات این دو در برابر یکدیگر به آنها اجازه می دهد قرن ها بتوانند پا بر جا بمانند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *